استقبال مشهدی ها و زائرین حرم امام رضا از ا.ن. و ارتباط آن با تقلب در انتخابات

مردم مشهد و زائرین محترم حرم امام رضا استقبال باشکوهی از ا.ن. کردند تا بدین وسیله مشت محکمی زده باشند بر دهان یاوه گویانی که صحبت از تقلب در انتخابات می کنند. در این استقبال عظیم حدود دوسوم از مردم شهر مشهد که طبق آمار رسمی وزارت کشور در انتخابات ریاست جمهوری به ا.ن. رای داده بودند حاضر شدند و به سخنان رئیس جمهور منتخبشان گوش فرا دادند. همچنین زائرین حرم که نمونه آماری خوبی از طبقه متوسط ایران هستند با شنیدن حضور محمود در حرم به وجد آمده و سر از پا نمی شناختند.

در ویدئوی تحتانی حضور پرفروغ مردم به منظور دیدار با ا.ن. به وضوح قابل مشاهده است.

بعضی از دوستان معتقدند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته و با چنان ژست روشنفکری بر عقیدشون پافشاری می کنن که آدم ماتحتش دچار سوزش می شه و با خودش می گه اینا مثلا با فهم ترین قشر جامعه هستن؟ بابا، روشنفکر، با سواد، فهمیده، این میمون (ا.ن.) اگر تقلب نکرده بود چه نیازی بود اصلاح طلبا رو بازداشت کنه بعد از انتخابات؟ شما که معتقدید ما فقط اطرافیان خودمون رو می بینیم که قشر دانشگاهین و از نظر عامه مردم بی خبریم، نمی بینید مردم مشهد و زائرین حرم چگونه از ا.ن. استقبال کردن؟ همین زائرین که خیلی هاشون از روستاها می آن، چرا استقبال نمی کنن از ا.ن.؟ باور کنید در روز عادی وسط تابستون تعداد زائرین حاضر در حرم از این هم بیشتره. به نظر شما اگر به جای ا.ن.، موسوی اعلام می کرد که می خواد در صحن حرم امام رضا سخنرانی کنه، چند نفر می اومدن؟ به نظر شما روشنفکرین عزیز که معتقد به سالم بودن انتخابات هستید، اگر موسوی برای سخنرانی در صحن حرم حاضر می شد جای سوزن انداختن وجود داشت؟

شرایط بسی حساس است

امیدوارم جنبشی که در مردم بوجود آمده به این زودیها از بین نره و مستمر باشه، هرچند مطمئنم برای استمرار چنین حرکتی بخصوص در کشوری با حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه هزینه زیادی باید پرداخت بشه. اما وقتی به آینده فکر می کنم و اینکه سرکوب این جنبش و استقرار دولت احمدی نژاد چه پیامدهایی برای کشور و مردم خواهد داشت به این نتیجه می رسم که ادامه این حرکت در درازمدت به نفع مردم خواهد بود. دیروز مقاله ای خوندم که به بررسی حوادث اخیر و عوامل پشت پرده آن پرداخته بود. احمدی نژاد و دارودستش به ویژه وزیر کشور، وزیر اطلاعات و بسیاری دیگه از افراد دولت فعلی مریدان شخص مصباح یزدی هستند. مصباح سرکرده گروهی از افراد به نام حجتیه است که به شدت به دنبال سرکوب هر آئینی به غیر از اسلام شیعی هستند. بر طبق این مقاله این افراد حتی در زمان شاه با ساواک برای سرکوب کومونیستها همکاری می کردن. بعد از انقلاب، در زمان خمینی مجال چندانی برای ابراز قدرت پیدا نکردن به این دلیل که خمینی از ابتدا با فعالیتهای این دسته از افراد مخالف بود. بعد از مرگ خمینی، فعالیت این دسته بیشتر شد. عده زیادی از آنها در سپاه موندن (عمده افراد این گروه در سپاه مشغول بودن)، عده ای هم مثل احمدی نژاد و محصولی به دنبال کارهای دولتی افتادند. در جریان انتخابات اخیر، سعی کردن با ضربه زدن به رفسنجانی اون رو ضعیفتر از گذشته کنن. این کار دلایل مختلفی داشت از کاستن قدرت اقتصادی رفسنجانی و خانواده اش در مقابل سپاه گرفته تا هموار ساختن راه برای تعیین رهبر بعدی به دلخواه مصباح. الان مصباح یزدی و دار و دستش، با تضعیف نیروهای مخالف از جمله رفسنجانی و اصلاح طلبان، بیش از هر زمان دیگری فرصت را مناسب می بینن تا آمالشون را که در راس آن تشکیل حکومت اسلامی و بدست آوردن قدرت مطلق است به واقعیت تبدیل کنن. ایجاد چنین حکومتی و کسب قدرت مطلق توسط این افراد پیامدهای خطرناکی برای کشور خواهد داشت، از جمله:

  • سرکوب تمامی رقبای سیاسی، به طوریکه رقابت سیاسی و حزبی در کشور فاقد معنا خواهد بود.
  • جایگزینی تمامی مدیران و افراد مهم در سطوح مختلف دولتی با افراد وابسته (عمدتا از سپاه پاسداران)
  • سرکوب طرفداران آئینهای مختلف دینی و مذهبی، از جمله سنی ها، وهابیون و سایر اقلیتهای مذهبی
  • ایجاد جو خفقان سیاسی و سرکوب صداهای مخالف در میان دانشجویان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه و …
  • بی ثباتی بیشتر خاور میانه و دخالت بیشتر در امور کشورهای بحرانزده منطقه از جمله عراق و فلسطین.
  • دادن بهانه به دست کشورهای مخالف از جمله اسرائیل برای متحد ساختن غرب علیه ایران و بالا رفتن احتمال حمله نظامی

با چنین وضعی، به نظر من در حال حاضر مردم تحت هیچ شرایطی نباید از خواستشون کوتاه بیان و می بایست این جنبش را تا زمانی که انتخابات به شکل عادلانه برگزار نشده ادامه داد که وای به روزی که مردم دلسرد بشن، جنبش شکست بخوره و مصباح بیش از هر زمان دیگه قدرتمند بشه.

در ضمن توصیه می کنم این مقاله رو حتما بخونید

در نظر سنجی انتخاباتی بالاترین شرکت کنید

وبسایت بالاترین یک نظرسنجی در مورد انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرده که پیشنهاد می کنم حتما در اون شرکت کنید. البته ممکنه نتایج این نظرسنجی خیلی با میانگین جامعه ایران همخوانی نداشته باشه ( که به نظر من به خاطر عدم آشنایی و عدم استفاده درصد زیادی از ایرانیان از اینترنت هست)، اما مطمئنم اطلاعات جالبی از این نظرسنجی استخراج خواهد شد.

در این نظرسنجی شرکت کنید.

نظرسنجی انتخاباتی بالاترین

شما به کی رای میدی؟

در ایران مردم نظرات متنوعی راجع به هرچی که فکرش رو کنید دارن، از پفک نمکی گرفته تا انتخابات ریاست جمهوری. برای اینکه از نظرات ملت ایران در مورد کاندیداها آگاه بشیم، تصمیم گرفتیم از اقشار مختلف جامعه سوال کنیم که در انتخابات به چه کسی رای میدن و دلیلشون برای انتخاب این شخص چیه. این نظرات بر اساس کاندیدای انتخابی دسته بندی شدن. همچنین برای هر مصاحبه شونده، شغل یا ویژگی بارزش هم مشخص شده.

کروبی

مهندس عمران: من به کروبی رای می دم، چون آدمهای خوبی اطرافش جمع شدن که در صورت انتخاب از بعضی هاشون هم در تیم دولت استفاده میشه. آدمهایی مثل کرباسچی، ابطحی، نجفی، مهاجرانی، سروش، عباس عبدی، قوچانی و … فراموش نکنیم کرباسچی زمانی که شهردار بود، پروژه های زیادی رو در تهران اجرا کرد.

معلم: کروبی به نظر من موضع گیریهای شفاف تری نسبت به رقیب اصلاح طلبش داره، موسوی مبهم گویی می کنه.

دانشجوی ستاره دار: خوب معلومه کروبی، چون تحکیم وحدت ازش حمایت کرده، من چاکر بروبچ تحکیم وحدتم.

کارمند دولت: آقای کروبی، چون ایشون نسبت به بقیه کاندیداها، برنامه نظام مندتری برای اداره کشور دارن.

کارگر: من در انتخابات به آقای کروبی رای می دم، چون می خواد در ماه 70000 تومن بده. این پول نفته و حق ماست.

باستانی کار: فقط کرررررروبی، چون با دل و جراته، جیگرش رو داره که مثل مرد پای حرفش بایسته.

حسابدار: کروبی، چون با مردم صادقه، قول داده حرفش رو رک و راست بزنه و مرتب به مردم گزارش بده. آقا این روزها صداقت کم پیدا می شه!

روشنفکر: جناب کروبی، مگه ندیدین از شورای نگهبان خواست صلاحیت اعلمی رو تایید کنه؟

مورخ: بنده به آقای کروبی رای می دم، چون نسبت به موسوی بهتره که 20 ساله از همه چی بی خبره. موسوی هنوز همون تفکرات دهه 60 ایش رو حفظ کرده و داره راجع به همون ارزش های کهنه حرف می زنه.

استاد علوم سیاسی: آقا فقط کروبی، چون تفکر حزبی داره، چهار ساله حزب راه انداخته. من شخصا معتقدم دموکراسی وقتی معنی داره که احزاب مختلف با دیدگاههای  متفاوت در اداره کشور نقش داشته باشن.

فوتبالیست: من به کروبی رای می دم، چون از موسوی خوشم نمی یاد، با خاتمی هماهنگی نداشت و باعث شد خاتمی نیاد.

موسوی

خانه دار: من به آقای موسوی رای می دهم، چون آقای خاتمی از ایشون حمایت کرده.

دانشجوی دانشگاه آزاد: موسوی از حمایت حزب مشارکت برخورداره، همین برای من کافیه تا بهش رای بدم.

راننده تاکسی: معلومه، موسوی، آقا مگه یادت رفته در زمان جنگ چقدر مملکت رو خوب مدیریت می کرد؟

خیاط: موسوی، چون کاریزمای ریاست جمهوری داره! تیپش جون میده برای رییس جمهوری. کروبی داغونه، داره می میره، نمی تونه درست صحبت کنه.

فعال حقوق زنان: من به موسوی رای میدم، چون دست زنش رو گرفت و نشون داد برای زنان ارزش قائله!

استاد دانشگاه الزهرا: موسوی، چون زنش پروفسور زهرا رهنورده.

ریاضی دان: صد در صد موسوی، شک نکنین، چون رای ندادن به میرحسین = رای به احمدی نژاد.

مغز فراری: موسوی، چون می خواد فراجناحی عمل کنه، چپ و راست براش فرقی نداره. من فکر می کنم الان اگر یک اصلاح طلب بیاد سر کار، نمی ذارن کار کنه، سنگ جلوی پاش می اندازن. اما کسی مثل موسوی می تونه راحت تر طرح هاش رو پیاده کنه.

بقال: من؟ موسوی… چون پسرم گفته بهش رای بدیم، پسرم دانشجوی، سیاست می فهمه، می دونه کی خوبه، کی خوب نیست.

احمدی نژاد

میوه فروش: آقا این چه سوالیه؟ فقط احمدی نژاد! انرژی هسته ای حق مسلم ماست! مگه نشنیدین سانتینفوژ ساخته؟

شهروند مشهدی: مُو به آقای احمدی نجاد رای مُدم، چون دِرِم به خودکِفایی مِرِسِم، ماهواره هوا کِرده، اتم ساخته، موشک مِزنه، دیگه چی مِخِی؟

مادربزرگ اینجانب: فقط احمدی نژاد!!! خوب جلوی اجنبی ها ایستاده ننه! خدا حفظش کنه. بذار یک آیت الکرسی برای سلامتیش بخونم.

روستایی: ما به آقای احمدی نژاد رای میدیم، چون سیب زمینی مجانی داده!

بیکار: آقای دکتر احمدی نژاد، یکبار نامه بهش دادم، چک پول برام فرستاد.

بسیجی جان بر کف: من فکر می کنم همه باید به دکتر احمدی نژاد رای بدن، چون ایشون به فکر استقلال و عزت کشوره. مثل این اصلاح طلبای الدنگ نیست که می خوان با آمریکا رابطه برقرار کنن و عزت کشور رو به باد بدن.

نیروی قدسی: احمدی نژاد، چون طرح امنیت اجتماعی رو داره خوب اجرا می کنه. نمی بینین فساد رو از تو خیابونا جمع کرده؟ تمام این پسر و دخترای فاسد رو باید گرفت، پدرشون رو درآورد.

امام جماعت مسجد محل: رهبر از آقای احمدی نژاد حمایت کرده، ما هم به ایشون رای میدیم.

شما به کی رای میدی؟

Mistylook

نمی دونم تم قبلی، Mistylook، چه مشکلی براش پیش اومده که لینک ها رو نشون نمی ده. چند تا وبلاگ دیگه مثل گامرون یا تلخ نوشته ها که از همین تم استفاده می کنن، همین مشکل رو پیدا کردن.

بهرحال فعلا این تم جدید رو می ذارم. امیدوارم در کوتاه مدت مشکل Mistylook حل بشه.

طرف ما

شاهین نجفی یک خواننده ایرانی مقیم آلمان است که در ترانه هاش به سبک رپ بیشتر به انتقاد از وضع موجود در ایران می پردازه. لینک ویکیپدیای شاهین رو میشده اینجا دید. اینهم ترانه طرف ما از آخرین کارهای این خواننده:

پست اول

سلام

تا امروز من بیشتر بطور حضوری با دوستام بحث می کردم. اما تصمیم گرفتم یک وبلاگ برای خودم ایجاد کنم تا از این طریق یک آرشیو کامل از مواردی که در طول زمان به نظرم جالب می آد ایجاد کنم. بزرگترین فایده این کار برای خود من اینه که می تونم بعدا با نگاه به پست های قبلی ببینم طرز فکرم با گذشت زمان چه جوری تغییر می کنه. از طرف دیگه اگر سایر افراد هم به این وبلاگ مراجعه کنن می تونم با آگاهی از نظرات اونها طیف وسیع تری از طرز فکر افراد رو داشته باشم.

موضوعی که این روزها برای ایرانیها جذاب هست، بحث انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 است. موضوع جالبتر برای من و خیلی از دوستام اینه که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه؟ و اگر قصد شرکت داریم بهتره به کدوم یک از کاندیداهای اصلاح طلبان، موسوی یا کروبی، رای بدیم؟

فعلا خیلی قصد ندارم در مورد اینکه باید در انتخابات شرکت کنیم یا نه حرف بزنم. اما فقط می خواستم اینجا به یک نکته اشاره کنم. من شخصا خیلی مطمئن نیستم انتخاباتی که در ایران برگزار می شه سالم و بدون تقلب باشه، کما اینکه خیلی از داوطلبین شایسته برای پست ریاست جمهوری با علم به اینکه در مرحله تایید صلاحیت ها توسط شورای نگهبان رد صلاحیت می شن، اصلا در انتخابات کاندیدا نمی شن (شاید عبدالله نوری). بعضی از کسانی هم که به نظر من تا حدی شایستگی ریاست جمهوری رو دارن (مثلا اکبر اعلمی) توسط این شورا رد صلاحیت می شن. می مونه چهار نفر که به هیچ وجه آش دهن سوزی نیستن. حالا شما از همین جا بگیرید و برید تا نحوه جمع آوری و شمارش آراء و اعلام نتایج توسط وزارت کشور که بخشی از دولت هست.

شاید همین عدم اطمینان از انتخابات، از مرحله ثبت نام داوطلبان گرفته تا بررسی صلاحیت ها و در نهایت برگزاری انتخابات دلیلی هست که خیلی از افراد رو نسبت به شرکت در انتخابات دلسرد می کنه. حالا خیلی از دوستان من شاکی هستن که مقصر اصلی در مورد وضع نابسامان فعلی کشور (چه در حوزه اقتصاد، چه در حوزه آزادی های فردی و …) افرادی هستن که در انتخابات سال 84 شرکت نکردن. اما به نظر من اگر مردم در انتخابات شرکت نکردن باید دید دقیقا چه عواملی وجود داشته که اونها رو دلسرد از شرکت در انتخابات کرده. اصولا چند درصد افراد در ایران در انتخابات شرکت می کنن و این عدد در سایر کشورها چگونه است؟ آیا درصد زیادی از افراد در انتخابات ریاست جمهوری 76 و 80 شرکت کردن؟ آیا این عدد بیشتر از میانگین جهانی بود؟ این تفاوت تعداد (مقایسه انتخابات ریاست جمهوری 76، 80 و 84 یا انتخابات مجلس ششم و هفتم) چه چیزی رو در مورد مطالبات و انتظارات مردم نشون میده؟

بحث دوم در مورد این هست که با فرض اینکه حتما باید در انتخابات شرکت کنیم، به کدوم یک از کاندیداهای اصلاح طلب باید رای داد؟ خیلی از افراد به خاطر اینکه خاتمی، رهبر جنبش اصلاحات از میرحسین موسوی حمایت کرده تصمیم گرفتن به میرحسین رای بدن. اما نقد من به این افراد اینه که مگر شما خودتون نمی تونین کاندیداها رو آنالیز کرده و با عقل خودتون یکی رو انتخاب کنید؟ البته اینکه خاتمی به عنوان رهبر اصلاحات از یک نفر پشتیبانی کنه، وزنه مهمی برای اون فرد محسوب می شه اما این به نظر من نمی تونه تنها دلیل برای رای دادن به موسوی باشه.

این یکی خیلی جالبه: بعضی ها به میرحسین رای می دن چون معتقدن احمدی نژاد مملکت رو (حداقل از لحاظ اقتصادی) به گند کشیده! خوب حالا چرا کروبی نه؟

بعضی از افراد هم دلیلشون اینه که پس از گوش کردن به حرفهای میرحسین به این نتیجه رسیدن که این آقا حرف حساب می زنه. من هم حرفهای موسوی و سخنرانی های ایشون رو گوش کردم، اما به نظرم ایشون و البته سایر کاندیدا ها بدون ارائه برنامه ای مشخص برای حل مشکلات، تنها به گوشزد کردن مشکلات می پردازن. آقای میرحسین موسوی در برنامه تبلیغاتی اخیرش در تلویزیون فقط قر زد و از تصمیم گیریهای دولت نهم در بخش اقتصاد انتقاد فرمود (این دقیقا شبیه همون کاری بود که احمدی نژاد چهار سال پیش انجام داد و الان هم سایر کاندیداها انجام می دن). اما هیچ جا به این اشاره نکرد که چه برنامه ای برای حل این مشکلات داره.

از طرف دیگه ایشون مدت بیست سال در جریان کارهای اجرایی مملکت نبوده و پای خودش رو از سیاست کنار کشیده بوده، چه تضمینی هست که نحوه مدیریت ایشون که شاید بیست ساله منقضی شده، در حال حاضر به درد اداره کشور بخوره؟

یک نکته دیگه که اصلا برای من قابل درک نیست اینه که چرا در شرایطی که خاتمی خودش رو به عنوان کاندیدا معرفی کرده بود (اونهم بعد از هفته ها بحث و گفتگو با میرحسین و توافقی که به نظر می رسید بین این دو حاصل شده)، ایشون یک دفعه یادش می یاد که باید به میدون بیاد و کاندیدا بشه؟ آیا دلش به حال ملت سوخته بود؟ آیا فکر می کرد احمدی نژاد داره کشور رو به سمت نابودی سوق می ده؟ مگر خاتمی این چیزها رو نمی فهمید؟ مگر با هم قبل از اینکه خاتمی کاندیداتوری خودش رو اعلام کنه به توافق نرسیده بودید؟ اون بالا چه خبره آقایون که ما ازش بی اطلاعیم؟

از طرف دیگه کروبی هم قطعا کاندیدای ایده آل اصلاح طلبان نیست. من هم می فهمم که کروبی الان با تمام وجود داره زور می زنه تا رئیس جمهور بشه. احتمالا بعد از انتخابات هم در صورت پیروزی تبدیل به یک موجود ساکت و آروم می شه. اما حداقل آدمهایی اطراف کروبی هستن و ازش حمایت می کنن که تا حدودی سرشون به تنشون می ارزه، افرادی مثل کرباسچی (که در صورت پیروزی کروبی، قراره معاون اول بشه)، ابطحی، نجفی و البته دکتر سروش.

پست اول این وبلاگ خیلی طولانی شد. در پست های بعد بیشتر در مورد انتخابات صحبت می کنم. راستی اگر وقت کردید یک سری هم به وبلاگ گامرون بزنید و این پست آخرش رو بخونید. بامزه است: چرا من رای میدم؟